خاطرهی مشترک همهی نسلهایی است که نوشتن را با بیک آموخته و محصولات این شرکت تبدیل به یک همراه همیشگی برای آنها شده است.
بدنهی شفاف پلاستیکی
محفظهی جوهر قابل رویت باریک و یک پوشش پلاستیکی به رنگ جوهر خودکار برای شناختن رنگ، مشخصات خودکاری است که نه تنها در ایران، بلکه در تمام جهان یادآور بیک و تمام خاطرات خوب و بدی است که نوشتن درونمایهی اصلی آن بوده است. در واقع خودکارهایی که امروز در بازار با شکل و شمایل متنوع مشاهده میکنیم، همه از یک طراحی پایه بهره میبرند که برای اولین بار توسط بیک طراحی و تجاریسازی شده است. بیک نه تنها بنیاگذار این طرح از خودکارها، بلکه اصلیترین علت تسهیل نوشتن با استفاده از جوهر روی کاغذ است.
از قلم پَر تا خودکارهای امروزی
انقلاب صنعتی و پیشرفت صنعت، خودنویس را جایگزین قلم پر کرد . به طور حتم شما هم در فیلمهای سینمای و سریالهای تلویزیونی قدیمی وطنی و غیروطنی مشاهده کردهاید که بشر در ابتدای تاریخ برای ثبت نوشتههای خود از قلم پر و فرو بردن آن در یک جوهر استفاده میکرد. روشنترین خاطرهی نسل من از چنین روشی سریالهایی نظیر سلطان و شبان است که کاتب برای ثبت تاریخ، سختی کلنجار با جوهر و شاخهی پر را به جان میخرید. بررسی اسناد تاریخی نشان از این دارد که تقریبا در اغلب اسناد از تاریخ ۶۰۰ سال پس از میلاد مسیح تا انقلاب صنعتی، قلم پر برای نوشتن با استفاده از جوهر مورد استفاده قرار میگرفت. اما انقلاب صنعتی و پیشرفتهای صورت گرفته در صنعت فولاد و پیشرفتهای انجام شده در فرایند طراحی صنعتی باعث شد تا بشر قلمهای موسوم به خودنویس را جایگزین قلمهای پر کند. هرچند استفاده از خودنویسهای فلزی از نظر استحکام و ماندگاری و همچنین ابعاد کوچک در برابر قلم پر برتریهای داشت، اما نبود محفظهی جوهر و نیاز به داشتن یک جوهردان باعث شده بود تا از نظر عملکرد تقریبا تفاوتی وجود نداشته باشد.
محدودیتهای موجود در اواخر قرن نوزدهم میلادی، مخترعان را بر آن داشت تا برای سهولت بیشتر، یک محفظهی جوهر را در بالای ساختار خودنویس قرار داده و به این ترتیب نیاز به یک جوهردان را فقط برای پر کردن محفظهی خودنویس کاهش دهند. اولین خودنویس با عملکرد کاربردی و موفق در سال ۱۸۸۴ توسط لوئیس واترمن تولید شد که ساختار آن تا به امروز همراه با بهبودهایی در اغلب خودنویسهای موجود در بازار حفظ شده است. البته واترمن در مسیر ساخت خودنویس، حتی شغل خود را نیز از دست داد. وی که یک بیمهگزار بود، در زمان امضای یک قرارداد بیمه از نمونهی اولیهی خودنویس خود استفاده کرد که نتیجهی خوبی به همراه نداشت، چراکه به یکباره جوهر موجود در محفظهی خودنویس، روی قرارداد بیمه ریخت و از اینرو با از بین رفتن این قرارداد، واترمن شغل خود را از دست داد. همین موضوع عزم واترمن را برای بهبود طراحی خود راسختر کرد تا اینکه وی موفق شد تا پتنت مربوط به طراحی خود را در تاریخ ۱۲ فوریه سال ۱۸۸۴ ثبت کند. قلم خودنویس طراحی شده توسط واترمن برای نیم قرن اصلیترین وسیلهی نوشتن توسط بشر بود.
طراحی خودکار با ساختار امروزی، هفت سال طول کشیده است.
داستان برند
بیک، یک نوستالژی ساده :
بیک خاطرهی مشترک همهی نسلهایی است که نوشتن را با بیک آموخته و محصولات این شرکت تبدیل به یک همراه همیشگی برای آنها شده است.
بدنهی شفاف پلاستیکی، محفظهی جوهر قابل رویت باریک و یک پوشش پلاستیکی به رنگ جوهر خودکار برای شناختن رنگ، مشخصات خودکاری است که نه تنها در ایران، بلکه در تمام جهان یادآور بیک و تمام خاطرات خوب و بدی است که نوشتن درونمایهی اصلی آن بوده است. در واقع خودکارهایی که امروز در بازار با شکل و شمایل متنوع مشاهده میکنیم، همه از یک طراحی پایه بهره میبرند که برای اولین بار توسط بیک طراحی و تجاریسازی شده است. بیک نه تنها بنیاگذار این طرح از خودکارها، بلکه اصلیترین علت تسهیل نوشتن با استفاده از جوهر روی کاغذ است.
از قلم پَر تا خودکارهای امروزی
انقلاب صنعتی و پیشرفت صنعت، خودنویس را جایگزین قلم پر کرد به طور حتم شما هم در فیلمهای سینمای و سریالهای تلویزیونی قدیمی وطنی و غیروطنی مشاهده کردهاید که بشر در ابتدای تاریخ برای ثبت نوشتههای خود از قلم پر و فرو بردن آن در یک جوهر استفاده میکرد. روشنترین خاطرهی نسل من از چنین روشی سریالهایی نظیر سلطان و شبان است که کاتب برای ثبت تاریخ، سختی کلنجار با جوهر و شاخهی پر را به جان میخرید. بررسی اسناد تاریخی نشان از این دارد که تقریبا در اغلب اسناد از تاریخ ۶۰۰ سال پس از میلاد مسیح تا انقلاب صنعتی، قلم پر برای نوشتن با استفاده از جوهر مورد استفاده قرار میگرفت. اما انقلاب صنعتی و پیشرفتهای صورت گرفته در صنعت فولاد و پیشرفتهای انجام شده در فرایند طراحی صنعتی باعث شد تا بشر قلمهای موسوم به خودنویس را جایگزین قلمهای پر کند. هرچند استفاده از خودنویسهای فلزی از نظر استحکام و ماندگاری و همچنین ابعاد کوچک در برابر قلم پر برتریهای داشت، اما نبود محفظهی جوهر و نیاز به داشتن یک جوهردان باعث شده بود تا از نظر عملکرد تقریبا تفاوتی وجود نداشته باشد.
محدودیتهای موجود در اواخر قرن نوزدهم میلادی، مخترعان را بر آن داشت تا برای سهولت بیشتر، یک محفظهی جوهر را در بالای ساختار خودنویس قرار داده و به این ترتیب نیاز به یک جوهردان را فقط برای پر کردن محفظهی خودنویس کاهش دهند. اولین خودنویس با عملکرد کاربردی و موفق در سال ۱۸۸۴ توسط لوئیس واترمن تولید شد که ساختار آن تا به امروز همراه با بهبودهایی در اغلب خودنویسهای موجود در بازار حفظ شده است. البته واترمن در مسیر ساخت خودنویس، حتی شغل خود را نیز از دست داد. وی که یک بیمهگزار بود، در زمان امضای یک قرارداد بیمه از نمونهی اولیهی خودنویس خود استفاده کرد که نتیجهی خوبی به همراه نداشت، چراکه به یکباره جوهر موجود در محفظهی خودنویس، روی قرارداد بیمه ریخت و از اینرو با از بین رفتن این قرارداد، واترمن شغل خود را از دست داد. همین موضوع عزم واترمن را برای بهبود طراحی خود راسختر کرد تا اینکه وی موفق شد تا پتنت مربوط به طراحی خود را در تاریخ ۱۲ فوریه سال ۱۸۸۴ ثبت کند.
قلم خودنویس طراحی شده توسط واترمن برای نیم قرن اصلیترین وسیلهی نوشتن توسط بشر بود. خودنویس طراحی شده تو واترمن طراحی خودکار با ساختار امروزی، هفت سال طول کشیده است .

در سال ۱۹۳۰ میلادی لازلو بایرو، روزنامهنگاری مجارستانی به نکتهی جالبی پی برد که طراحی پایهی خودکارهای امروزی را شکل داد. بایرو به این نتیجه رسید که جوهر مورد استفاده برای چاپ روزنامه در مقایسه با جوهر مورد استفاده برای نوشتن با استفاده از خودنویس در زمان کوتاهتری خشک میشود. وی در اولین تلاش خود سعی کرد تا از جوهر مورد استفاده در صنعت چاپ در خودنویس استفاده کند، اما ویسکوزیتهی بالا مانع جاری شدن جوهر از منبع به سمت قلم شد. پس از گذشت ۷ سال تحقیق که از سال ۱۹۳۱ آغاز شده بود، لازلو بالاخره موفق شد تا ساختار جدیدی را برای نوک قلم ایجاد کند که با استفاده از آن جوهر مورد استفاده در صنعت چاپ قابل استفاده بود. لازلو ساختار قلم خودنویس را دگرگون کرد و به نوعی خودکارهای امروزی را طراحی کرد، بطوریکه گوی چرخان که درون محفظهی کوچک قرار داشت، وظیفهی انتقال جوهر روی کاغذ را برعهده داشت. محفظهی کوچکی که گوی درون آن به هنگام ایجاد اصطکاک با کاغذ میچرخید، جوهر را به میزان مورد نیاز به گوی رسانده و از این طریق گوی چرخان جوهر را به کاغذ انتقال میدهد.
همزمان بودن به ثمر نشستن تلاشهای لازلو با آغاز جنگ جهانی دوم باعث شد تا وی طی اتفاقاتی که نهایتا به دیدار با رئیس جمهور آرژانتین انجامید، به عنوان یک یهودی ساکن اروپا برای دور ماندن از آتش جنگ به این کشور در آمریکای جنوبی مهاجرت کند.